تبليغاتX
فونت صفحه در حالت مدیم یا معمولی قرار دهید Iranian Center Site
سایت جامع علمی و کاربردی

زنان مي‌توانند رئيس‌جمهور شوند

آيت‌الله‌العظمي محمدابراهيم جناتي- مرجع تقلید

بخش:مذهبی


در كوچه پس‌كوچه‌هاي قم، جايي ميان همهمه شهري كه جا به ‌جا، بيت يكي از آيات‌عظام را در دل خود دارد، بيت آيت‌الله‌العظمي محمدابراهيم جناتي يكي از بيوت قم‌نشينان است كه درش روي همه باز است، از مقلداني كه براي ديدار و استفتاء مي‌آيند تا گروه‌علماي عرب يا مسيحي‌اي كه هر بار از گوشه‌اي از جهان به ديدار آيت‌الله مي‌آيند و او را بيشتر با شهرت و تخصص‌اش در بررسي و واكاوي اديان و مذاهب مي‌شناسند. خودش مي‌گويد: <علماي ديني به‌جز مصر، از تمام كشورهاي عربي و اروپايي و حتي آمريكا براي مذاكره و بحث در مباحث ديني به اينجا مي‌آيند و هميشه باب گفت‌وگو باز است.> آيت‌الله جناتي كه از چهره‌هاي سرشناس و نوانديش ديني است كه به‌خصوص در حوزه حقوق و جايگاه زنان در اسلا‌م، محل مراجعه فعالا‌ن امور زنان و علا‌قه‌مندان به موضوع بازنگري در قوانين منبعث از فقه اسلا‌مي است.

آيت‌‌الله جناتي از معدود مراجعي است كه <مرد بودن> را در مرجعيت تقليد شرط نمي‌داند و اساسا تاثير جنسيت را بر احراز موقعيت‌هاي معنوي و امتيازات مادي جايز نمي‌داند. در يكي از آخرين روزهاي برفي سال گذشته ميهمان بيت ايشان بوديم و در حالي كه برف كوچه را پر كرده بود، به گفت‌‌وگو درباره حوق زنان و ضرورت بازنگري در قوانين نشستيم. كوچه را صداي دستگاه‌‌هاي برف‌روب شهرداري قم پر كرده بود و آيت‌الله جناتي به كنايه مي‌گفت: <كوچه‌هاي علماي دولتي زودتر برف‌روبي مي‌شوند.> ‌

حضرت آيت‌الله جناتي در آستانه دور تازه‌اي از انتخابات رياست‌جمهوري قرار داريم و مي‌دانيد كه سال‌ها است بر سر رياست‌جمهوري زنان بحث است و عده‌اي با استناد به كلمه <رجال سياسي> كه در قانون اساسي آمده با آن مخالفت مي‌كنند. آيا حضرتعالي به عنوان يك مجتهد صاحب فتوا، رياست‌جمهوري زنان را مجاز مي‌دانيد؟ ‌

تصدي رياست‌جمهوري توسط زنان هم مثل مرجعيت و قضاوت زنان هيچ منعي در اسلا‌م ندارد. در پايان جلد اول توضيح‌المسائل نيز به‌گونه واضح جواز تصدي مقام رياست‌جمهوري و قضاوت را براي زنان روشن كرده‌ام. اين موضوع را اخيرا هم در جلسه‌اي كه در استانداري قم و با حضور جمعيت زنان ايران داشتيم مطرح كردم. البته ورود در اين مباحث و گفتن اين حرف‌ها هزينه دارد. آنهايي كه زياد منبر رفته‌اند ياد دارند كه چطور موضوع بحث را از فراز و نشيب مصون بدارند اما ما كه منبري نيستيم و مثل درسي كه مي‌گوييم آنجا هم سخن گفتيم. در آنجا مطرح شد اگر از علماي شيعه سوال كنيد كه زن مي‌تواند رئيس‌جمهور شود يا نه اكثرا مي‌گويند نه. از علماي سني هم بپرسيد مي‌گويند جايز نيست. به آنها مي‌گوييم دليل شما چيست؟ چون انسان‌ها كه بر اساس زن و مرد بودن با يكديگر فرق‌نمي‌كنند. در امور مديريتي و هر قسم ديگري از امور اصلا‌ جنسيت مطرح نيست و توانايي فكري و دانايي و تدبير و مهارت است كه مطرح است. مي‌خواهد زن باشد، مي‌خواهد مرد. اين شرايط بايد براي زمامدار محقق شود. اما ادله علماي مخالف كه شما مي‌خواهيد بدانيد چيست؟ مي‌گويند به دليل اينكه پيغمبر(ص) فرمودند ما هم مخالفت مي‌كنيم. سوال مي‌كنيم پيغمبر(ص) چه فرمودند؟ اشاره مي‌كنند به اينكه ايشان فرموده است <لم يفلح قوم ملكتهم الا‌مراه> به اين معني كه ‌اگر زني زمامدار مملكتي شود، آن مملكت رستگار نخواهد شد.اين دليل آقايان مخالف‌ است.


ادامه در ادامه مطلب .......


منبع:روزنامه اعتماد ملی
گفتگو از:فهیمه خضرحیدری

ادامه مطلب ...
+ نوشته شده در  87/06/15ساعت 0:43 AM  توسط who is maneger  | 

۳ اهنگ بسیار زیبا از محمود کریمی برای تولد امام زمان (عج)

Nice songs on Imam Mahdi’s birthday

by: Mahmood Karimi

 

imam mahdi 

Imam Zaman(as)

 

 Aba saleh(as)

 

 Imam Mahdi,hazrat Zahra’s son

+ نوشته شده در  87/05/26ساعت 1:7 AM  توسط who is maneger  | 

چگونگی ورود حضرت فاطمه علیهاالسلام به محشر
در احادیث معتبر از طریق شیعه و سنی آمده است كه در روز رستاخیر حضرت فاطمه علیهاالسلام را به ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى سوار مى‏كنند و ملائكه اطراف او را مى‏گیرند، جبرئیل از طرف راست، میكائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین پیشاپیش، امام حسن و امام حسین نیز از پشت سر، ایشان را همراهى مى‏كنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مى‏آورند، تا جایى كه خلایق از دیدن ایشان سرهاى خود را پایین می‎اندازند و چشم‎هایشان را می‎بندند، تا فاطمه علیهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عبور كند.

مردم محشر با شنیدن این پیام كه از سوى عرش خدا صادر مى‏گردد، همگى سرهاى خود را پایین مى‏اندازند و چشم‎هایشان را مى‏بندند و فاطمه علیهاالسلام از روى پل صراط عبور مى‏كند و در كنار بهشت قرار مى‏گیرد. سپس با عزت و احترام بى‏نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان حضرت را وارد محشر مى‏كنند و به همین تعداد حوریان بهشتى به استقبالش مى‏آیند... . (یا مَعشرَ الخَلائق! نكسوا رُئوسِكُم و غَضُّوا اَبصارَكُم حَتى تَمُّر فاطمه علیهاالسلام بِنتَ مُحمد عَلى الصِراطِ، فَتَمُر مَع سَبعین الف جاریه مِن الحُور العَین... .)

آرى در روز قیامت نیز همه‏ چشم‎ها لیاقت دیدن فاطمه علیهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را كسب كرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه علیهاالسلام دریافت مى‏دارند.

 

منبع:

- كنزالعمال، ج 12، ص 105.

- فرائدالسمطین، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387.

- سفینة البحار، ج 2، ص 375.

- شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید، ج 9، ص 193.

- بحارالانوار، ج 43، ص 53 و ص 219. 


برای خواندن مطالب بسیار زیبا و جالب درباره حضرت فاطمه(س)  به سایت تبیان بروید
+ نوشته شده در  87/03/06ساعت 7:38 PM  توسط who is maneger  | 

معجزه ریاضی قرآن



هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن این مطالب ایمان می آورد که قران کلام خدا است
چه رسد به افرادی که مسلمان هستند


جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" 19 حرف   است، و در آیه 74:30 سوره مدثر آمده است که نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند
و هر کس که بگوید قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی میکند که 19 فرشته نگهبان آن هستند.
 ما میدانیم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عدد ی است که فقط بر خودش و بر یک قابل تقسیم باشد.
آقای کورش جم ‌نشان که در زمان حاضر در تهران زندگی میکند با یک ماشین حساب کوچک به نتیجه‌ا ی رسید که شما میتوانید آن را امتحان کنید. او شماره هر سوره را با تعداد آیات آن بصورت زیر جمع کرد:
جمعتعداد آیهشماره سوره
زوج8 = 7 + 1
زوج288= 286+ 2
فرد203= 200+ 3
زوج180= 176+ 4
فرد125 = 120 + 5
... ... ... ...
... ... ... ...
زوج118 = 5 + 113
زوج120 = 6 + 114
جمع زوج هاجمع فردهاجمع آیه هاجمع سوره ها
6236  6555    6236 6555    

قابل توجه است که تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نیز به همان تعداد یعنی 57 عدد میباشد که این خود به تنهائی یک معجزه است.
اما معجزه دیگر اینست که اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع کنیم 6236 بدست می ‌آید که مساوی است با تعداد کل آیه‌ها ی قرآن.
و معجزه دیگر اینکه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع کنیم 6555 بدست میاید که مساوی است با جمع کل شماره سوره‌ها ی قرآن.
و معجزه دیگر اینکه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع کنیم، عدد 38 بدست میآید که خود ضریب 19 دارد:
           2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)
همانطور که تعداد سوره‌های قرآن ضریب 19 دارد:   6  X   19   =  114
 
لطفا توجه کنید که اگر تعداد آیه‌ها ی قرآن را کم یا زیاد کنیم یا فقط جای سوره‌ها را با هم عوض کنیم
دیگر چنین روابطی وجود نخواهد داشت،
 
و این نشان دهنده اینست که تعداد آیات قرآن همین اندازه و ترتیب سوره‌ها نیز به همین ترتیب بوده و در نتیجه قرآن نمیتواند کار دست انسان باشد.

 

آقای عبدالله اریک متوجه شدند که
در چهار کلمه "بسم " و " الله" و " الرحمن" و "الرحیم" 18 رابطه ریاضی وجود دارد.
و یک رابطه دیگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم  19   رابطه میشود.
که با محاسبه ارزشهای عدد ی حروف الفبای عربی (که در قدیم به آن ابجد میگفتند) به آن رسید.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان میدهد که بترتیب از یک تا هزار بترتیب زیر شماره گذاری شده:
ارزشهای عددی حروف ابجد
ا = 1ک = 20  ق = 100
ب = 2ل =  30ر = 200
ج = 3م = 40ش = 300
د = 4ن = 50ت = 400
ه = 5س = 60ث = 500
و = 6ع = 70خ = 600
ز = 7ف = 80ذ = 700
ح = 8ص = 90ض = 800
ط = 9 ظ = 900
ی = 10غ =1000

لازم به تذکر است که این ارزشهای عددی حروف الفبا ی عربی مانند ارزشهای عددی حروف لاتین (Roman Numerals ) قرن‌هاست که مورد استفاده بوده است.
19 حرف بسم الله الرحمن الرحیم و ارزشها ی ابجدی مربوطه:
شماره حرف عربی ارزش ابجدی بسم
1ب2
2س60
3م40

4ا1الله
5ل30
6ل30
7ه5

8ا1الرحمن
9ل30
10ر200
11ح8
12م40
13ن50

14ا1الرحیم
15ل30
16ر200
17ح8
18ی10
19م40

                            
معجزه ریاضی "بسم الله الرحمن الرحیم"
چهار کلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحیم ) چنان با یکدیگر، بنابر یک سیستم ریاضی متشکل گردیده است که با دانش و احساس بشری غیر قابل انجام میباشد. این سیستم قابل تعمق، بر اساس ارزشها ی ابجد ی این حروف بدست میاید که اطلاعات مورد نیاز برا ی شرح آن بطور خلاصه در زیر نشان داده شده است.

 

چهار کلمه "بسم الله الرحمن الرحیم" شماره حروف عربی هر کلمه و ارزشها ی ابجدی آنها:
شماره کلماتتعداد حروفارزشهای ابجدیجمع  ارزشها
1 ب س م3 2/60/40 102
2 ا ل ل ه4 1/30/30/5 66
3 ا ل رح م ن6 1/30/200/8/40/ 50 329
4 ا ل ر ح ی م 6 1/30/200/8/10/ 40 289
  جمع  19              جمع ارزشها 786

 


1 - بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است.

 

2- اگر شماره ترتیب هر کلمه را بنویسیم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنویسیم
عد د  13 243 646  بدست میاید که قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتیب هر کلمه برا ی تشخیص بهتر قرمز نوشته شده):
19 X  19 X  36686  = 132 436 46

 

3 - اگر ترتیب کلمات را با شماره آن از آخر بنویسیم باز ضریب 19 دارد

+ نوشته شده در  86/11/08ساعت 9:14 PM  توسط who is maneger  | 

نمود غیرت در كربلا

 

یکی از خصلت‌های پسندیده، «غیرت» است. در لغت، غیرت به معنای آن است که سرشت و طبیعت انسان از مشارکت غیر در امر مورد علاقه‌اش نفرت داشته باشد. (1)

در اصطلاح، آن است که کسی نسبت به ناموس خود و همسر یا فرد مورد علاقه‌اش به حدی اهتمام ورزد که به دیگری اجازه تعرض به حریم خویش ندهد. انسان غیور، نمی‌تواند تحمل کند که دیگران با نگاه‌های ناپاک یا انگیزه‌های فاسد، به همسر و بستگان او نزدیک شوند و قصد سوء داشته باشند. غیرت ورزیدن، خُلقی ارزشمند و پسندیده است. «غیرت دینی» نیز سبب می‌شود که انسان از هر نوع سوء قصد و هجوم مخالفان به دین و ارزش‌های مقدس و معتقدات دینی بر آشوبد و عکس‌العمل نشان دهد و در دفع تعرض بکوشد.

پیامبر اکرم صلی ‌الله علیه و آله فرموده است: غیرت از ایمان است؛ «اَلغیرَةُ مِنَ الایمان.»(‌2)

غیرت، نشانه ارزشمندی شخصیت یک انسان محسوب می‌شود. حضرت علی علیه‌السلام فرموده است: «ارزش انسان به قدر همت اوست، صدق او به اندازه جوانمردی اوست، شجاعتش به اندازه پاکدامنی اوست و عفت او به قدر غیرت اوست: «... و عفته علی قدر غیرته.» (3)

و خداوند نیز بندگان غیرتمند خویش را دوست می‌دارد: «انَّ اللهَ یُحبُّ مِن عِبادِهِ الغَیُور.» (4)

بنی‌هاشم، غیرتمندان روزگار خویش بودند و برای عترت پیامبر حرمتی فوق‌العاده قائل بودند. جوانان بنی‌هاشم نیز پیوسته اهل‌بیت ‌امام حسین ‌علیهم‌السلام را در طول سفر به کربلا، محافظت می‌کردند. شب‌ها نیز با حراست این جوانان، به ویژه قمر بنی‌هاشم، زنان حرم آسوده و بی‌هراس می‌خفتند. حسین بن علی علیهما‌السلام در رجز حماسی خویش در روز عاشورا از جمله بر حمایت از ذریه پیامبر و خانواده پدرش تاکید می‌فرمود: «اَحمی عِیالاتِ اَبی، اَمضی عَلی دینِ النَّبی.» (5)

آن حضرت، روز عاشورا خانواده و دختران و خواهر خود را توصیه کرد که پس از شهادتش، گریبان ندرند و چهره مخراشند و آه و زاری و واویلا سر ندهند و پیش دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند. در واپسین لحظات هم که مجروح بر زمین افتاده بود، وقتی شنید که گروهی از سپاه دشمن قصد حمله به خیمه‌ها و تعرض به زنان و کودکان دارند، بر سرشان فریاد کشید: «اِن لَم یَکُن لکم دینٌ و کُنتُم لا تَخافُونَ المَعادَ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم...» (6)، ای پیروان آل ابوسفیان، اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید و اگر عربید، به اصل و تبار خویش برگردید... من با شما می‌جنگم و شما با من می‌جنگید، به زنان که نباید تعرض کرد، تا وقتی من زنده‌ام، طغیان گرانتان را از تعرض نسبت به حرم من باز دارید: «فَامنَعُوا عُتاتِکُم عَنِ التَّعرُّضِ لِحَرَمی ما دُمتُ حَیّاً.» (7)

اباعبدالله

از غیرت امام بود که در همان حال هم از کار ناجوانمردانه سپاه دشمن برآشفت و اعتراض کرد و تا زنده بود نتوانست تحمل کند که نامردان به حریم ناموس او نزدیک شوند. غیرت دینی او و یارانش نیز زمینه‌ساز آن حماسه بزرگ شد. امام، کشته شدن را بر ننگ ذلت و تسلیم، ترجیح داد و این از غیرت و حمیت او بود. یاران شهیدش هم شب عاشورا و در فرصت‌های دیگر تا پای جان ابراز وفاداری کردند و غیرتشان اجازه نداد که امام و اهل‌بیت ايشان را در صحرا و میان انبوه دشمن رها کنند و خود، در پی زندگی و عافیت خویش روند. عباس، امان‌نامه دشمن را رد کرد، خودش تیغ‌ها و شمشیرهای دشمن را بر خواری و مذلت ترجیح داد.

اما فرومایگان، برای کشتن او و به خاطر رضای خاطر والی کوفه و یزید طاغوت، همدست شدند و پس از کشتن عاشوراییان، خانواده آنان را به اسارت بردند.

برآشفتن عبدالله عفیف ازدی در کوفه بر ضد ابن زیاد و اعتراض به اسیر گرفتن خانواده حسین علیه‌السلام و عترت پیامبر، از غیرت او بود. اعتراض حضرت زینب به یزید در شام، که اهل‌بیت پیامبر را در معرض دید و تماشای مردم کوچه و بازار قرار داده (8)، ریشه در غیرت او داشت.

پیروان عاشورا، هم درس عفاف و حجاب را به عنوان «غیرت ناموسی» از کربلا می‌آموزند، هم دفاع از مظلوم و نصرت حق و مبارزه با باطل و بدعت را به عنوان «غیرت دینی» از حماسه آفرینان کربلا الهام می‌گیرند.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- مجمع البحرین، واژه «غیر».

2- من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 444 .

3- نهج‌البلاغه، صبحی صالح، حکمت 47 .

4- میزان الحکمة، ج 7، ص 357 .

5- بحارالانوار، ج 45، ص 49 .

6- همان، ص 51 .

7- همان، در وقعة الطف، ص 252، با عبارتی دیگری بیان شده است. «امنعوا رحلی و اهلی من طفاتکم و جهالکم».

8- حیاة الامام الحسین، ج 3، ص 378.

 

منبع:

پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي

سایت منبع

+ نوشته شده در  86/10/22ساعت 10:10 PM  توسط who is maneger  | 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
 
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
 
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
 
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟    
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
 
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
 
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
 
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
 
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!...  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
 
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
 
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.::
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
+ نوشته شده در  86/07/14ساعت 9:59 PM  توسط who is maneger  | 

درک حضور پدر
 
ولادت امام حسن عليه السلام

از مرحوم مجلسی نقل شده است امام حسن عليه السلام در حالی که بیش از هفت سال نداشت به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله مشرف می‌شد. جملات وحی را از آن بزرگوار می‌شنید، آنها را حفظ می‌کرد و به خدمت مادرش که می‌رسید برای آن بزرگوار باز می‌گفت. و چون حضرت علی بر حضرت زهرا عليهماالسلام وارد می‌شد، از این که فاطمه به وحی تازه نازل شده نیز آگاهی داشت تعجب می‌کرد. از آن حضرت می‌پرسید: از کجا اطلاع یافته‌ای؟

حضرت فاطمه عليهاالسلام عرض می‌کرد: اینها را از فرزندت حسن (عليه السلام) گرفته‌ام.

روزی امیرمؤمنان عليه السلام در گوشه‌ای از خانه پنهان شد، امام مجتبی از خانه رسول خدا بازگشت و همین که خواست مطالب فرا گرفته را بر مادرش عرضه کند، گرفتگی‌ای در بیانش پیدا شد. حضرت زهرا عليهاالسلام از این گرفتگی زبان امام حسن عليه السلام تعجب کرد. عرض کرد: مادر! تعجب مکن، دلیل این گرفتگی این است که شخصیت بزرگی هم اکنون مستمع سخنان من است. حضرت علی عليه السلام از آن جا بیرون آمد و فرزندش را بوسید. (1)

«الحسنُ و الحسینُ سَیّدا شَبابِ اهلِ الجَنّة.» (2)

حسن و حسین(عليهماالسلام) سرور جوانان بهشتند .

                      

                                                                        پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله

پي‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 338.

2- التاج الجامع للاصول، ج 3، ص 358.

منبع:

جلوه‌هاي تقوا، ج 3،‌محمدحسن حائري يزدي

منبع ۲ :

سایت تبیان

+ نوشته شده در  86/07/05ساعت 8:55 PM  توسط who is maneger  | 

چرا به هنگام شنيدن نام قائم (عج) برمي‌خيزيم؟
 

هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:

براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)

پي‌نوشت‌ها:

1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.

2. منتخب الاثر، ص

+ نوشته شده در  86/06/17ساعت 0:5 AM  توسط who is maneger  | 

ای صاحب الزمان (عج) خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  86/06/07ساعت 5:38 PM  توسط who is maneger  | 

 
 

ايرانيان در قرآن

 
قرآن

امام باقرعليه السّلام مى فرمايد:

« پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وقتى اين آيه را خواند: « وَ اخَرِينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيم »*

(و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله همچنين براى گروه ديگرى از مؤ منان غيرعرب فرستاده شده كه هنوز به مؤمنان ملحق نشده اند و او عزيز و حكيم است.)

شخصى پرسيد: اين افراد كيستند؟

جناب سلمان فارسى، در حضور حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست خود را بر شانه سلمان گذاشته و فرمود:

« لَوْ كانَ الاْيمانُ فى الثُّرَيّا لَنا لَهُ رِجالٌ مِنْ هؤُلاء »

اگر ايمان در ستاره ثريا باشد هر آينه مردانى از طايفه سلمان به آن نائل مى شوند؛ يعنى اگر ايمان در دورترين و سخت ترين نقاط عالم باشد، عدّه اى از ايرانيان، به آن نائل خواهند شد

+ نوشته شده در  86/05/24ساعت 4:25 PM  توسط who is maneger  | 

غربت امام کاظم عليه السلام

امام کاظم عليه السلام

سندى بن شاهك، به دستور هارون الرّشيد، سمّى را در غذاى آن حضرت ريخت و امام از آن غذا خورد و اثر آن در بدن مباركش كارگر افتاد و بيش از سه روز مهلتش نداد.

وقتى امام به شهادت رسيد، سندى گروهى از فقها و بزرگان بغداد را بر سر جنازه‌اش آورد و به ايشان گفت: به او نگاه كنيد، آيا در وى اثرى از ضربه شمشير يا اصابت نيزه مي‌بينيد؟ گفتند: ما از اين آثار چيزى نمي‌بينيم و از آنها خواست كه بر مرگ طبيعى او شهادت دهند و آنها نيز شهادت دادند! آن گاه جسد شريف آن حضرت را بيرون آورده و آن را بر جسر (پل) بغداد نهادند و دستور داد كه ندا دهند: اين موسى بن جعفر است كه مرده است، نگاه كنيد. عابران به او نگاه مي‌كردند و اثرى از چيزى كه نشان دهنده كشتن او باشد، نمي‌ديدند.

يعقوبى در تاريخش مي‌گويد: پس از آن كه امام كاظم عليه السلام مدت درازى را در زندان‌هاى تاريك هارون‌الرّشيد گذراند، به ايشان گفته شد: چطور است كه به فلان كس نامه‌اى بنويسى تا درباره تو با رشيد صحبت كند؟ امام فرمود: پدرم به نقل از پدرانش برايم حديثي بيان نموده است: «خداوند به داود عليه‌السلام سفارش كرده كه هر گاه بنده‌اى، به يكى از بندگان من اميد بست، همه درهاى آسمان به رويش بسته مي‌شود و زمين زير پايش خالى مي‌گردد.» در مدت زندان آن حضرت، اقوال مختلفي وجود دارد.

آن حضرت، چهار سال يا هفت سال يا ده سال يا به قولي چهارده سال در زندان به سر برده است.

منبع:

کتاب شيخ حسين انصاريان
+ نوشته شده در  86/05/17ساعت 10:52 PM  توسط who is maneger  | 

سوال رياضي از امام علي(ع)

 

شخصى به حضور امام على (ع ) آمد و پرسيد:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر2،3،4،5،6،7،8،9و10 باشد بى آنكه باقى بياورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

                                  «اضرب ايّام اسبوعك فى ايّام سنتك ».

(روزهاى هفته را بر روزهاى يكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقيمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 (ايام سال) ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، اين عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9،10 تقسيم كرد، ديد بر همه اين اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بياورد

منبع:

محمدي اشتهاري، محمد، داستان دوستان، ج5

و سایت تبیان

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت 0:58 AM  توسط who is maneger  | 

امام على عليه السلام

جابر بن عبدالله انصارى گويد:

روزى به همراه مولاى متّقيان، امام على عليه السلام بودم، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى كه چگونه و براى چه مى‌باشد؟

اظهار داشت: آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست؟

حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى الله عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تأويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد.

دومين تكبير يعنى؛ خداوند موصوف به حركت و سكون نمى‌باشد.

سومين تكبير يعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبيه كرد.

چهارمين تكبير يعنى؛ چيزى بر خداوند عارض نمى‌شود.

پنجمين تكبير مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چيزى در او حلول مى‌كند.

ششمين تكبير معنايش اين است كه زوال و انتقال و نيز تغيير و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

امام على عليه السلام

و هفتمين تكبير يعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون ديگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نيست.

سپس در ادامه فرمايش خود فرمود:

معناى ركوع آن است كه مى‌گویى: خداوندا! من به تو ايمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از ركوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمين» يعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چيزى نبوده و نيستم، پس هستى مطلق تویى.

و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفريده‌اى؛ و سر بلند كردن از سجده يعنى؛ مرا از خاك خارج گردانده‌اى.

و همين كه دومين بار سر بر سجده گذارى يعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك بر مى‌گردانى؛

و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همين خاك در روز قيامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجديد عهد و ميثاق و اعتقاد به وحدانيّت خداوند؛ و نيز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولايت اهل‌بيت او عليهم صلوات الله مى‌باشد.

و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ايمنى از عذاب قيامت باشد.

منبع:

مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5/ بحار الانوار:، ج 84، ص 253، ح 38.

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 8:5 PM  توسط who is maneger  | 

امتیازات امیرالمومنین علی علیه السلام
 
 
حضرت علی علیه السلام

اول نوبت یک هاست!

یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.

یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.

یا علی! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.

یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله  نماز خواندی.

یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.

یا علی! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظه‌ای به خدا شرک نورزید.

یا علی! تنها تویی که در خانه کعبه، پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بت‌ها را شکست.

یا علی! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.

یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.

یا علی! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود.

یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند.

یا علی! تنها تو را، پیامبر صلی الله علیه و آله به برادری خویش برگزید.

یا علی! تو تنها کسی هستی که هیچ گاه از جنگ نگریخت و هیچ کس به جنگ با تو پیشقدم نشد، جز آن که به هلاکت رسید.

یا علی! تو تنها کسی هستی که زره‌ات پشت نداشت.

یا علی! تو تنها کسی هستی که در تمام جنگ‌های پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت داشتی جز تبوک، و تو ماندی تا از فتنه منافقان جلوگیری نمایی؛ سپاه اسلام نیز بدون برخورد از تبوک بازگشت.

یا علی! تنها تو، درِ قلعه خیبر را از جا بر کندی؛ در حالی که عده زیادی از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند.

یا علی! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفر، بر پیشواییت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.

یا علی! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت.

یا علی! تنها تویی که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار می‌گیرد.

یا علی! تنها تویی که در مورد قاتلت سفارش کردی: خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنید، از غذای من به او بخورانید و از آن چه می‌نوشم به او بنوشانید.

یک‌های تو تمام نشدنی است!

حضرت علی علیه السلام

حالا فقط چند تا از دوها!

یا علی! تو آنی که جز دو کس: خدای تعالی و رسول صلی الله علیه و آله تو را نشناخت.

یا علی! تو و پیامبر صلی الله علیه و آله دو پدر امت هستید.

یا علی! هنگامی که بین دو کار قرار می‌گرفتی، سخت‌ترین آن دو را بر می‌گزیدی.

یا علی! تو پدر دو سرور جوانان بهشتی.

یا علی! تو یکی از آن دو امانت گرانبهایی هستی که پیامبر صلی الله علیه و آله در بین امت بر جای نهاد، تا به وسیله آن از گمراهی نجات یابند.

یا علی! درِ خانه تو و رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها دو دری بودند که به مسجد باز می‌شدند؛ در حالی که سایر درها اجازه باز بودن نیافتند.

یا علی! تو همانی که ضربت شمشیرت در جنگ خندق، برتر از عبادت دو گروه انس و جن شمرده شد.

یا علی! تو را جمع اضداد خوانده‌اند؛ جنگاوری و مهرورزی، سخاوت و قناعت، عبادت و سیاست، زهد و تلاش ... آیا پایانی برای این شمارش هست؟

دوهایت هم بی انتهاست!

 

حالا فقط سه تا از سه‌ها!

یا علی! تو در سه سالگی به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله منتقل شدی و سومین نفر آن خانه بودی.

یا علی! تو و اهل خانه‌ات بزرگوارانی هستید که سه روز متوالی، با گرسنگی روزه گرفته، افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدید.

یا علی! پیامبر فرمود: سه چیز به تو عطا گردیده که به من داده نشده، پدر همسریی چون من، همسری چون فاطمه و فرزندانی چون حسن و حسین علیهم السلام.

حضرت علی علیه السلام

+ نوشته شده در  86/05/05ساعت 7:56 PM  توسط who is maneger  | 

شهادت امام هادی علیه السلام

ويژگي‌هاى زندگى امام هادى عليه السلام

مقام امامت، بعد از امام جواد عليه السلام به پسرشان ابوالحسن، امام على بن محمّد عليه السلام رسيد؛ زيرا همه خصلت‌هاى امامت در او جمع بود و وجودش سرشار از فضايل و مناقب بود و هيچ كس جز او نبود كه مقام پدرش به او ارث برسد، به علاوه پدرش امام جواد عليه السلام با تصريح و با اشاره، امامت و جانشينى آن حضرت را بعد از خودش بيان فرمود.

مادر گرامى آن حضرت، "سمانه مغربيه" نام داشت كه از زنان فاضله عصر خود بود و بسيار روزه مستحبى مى‏گرفت.

امام هادى عليه السلام در وصف مادر گرامى خويش فرمودند: "مادرم آشنا به حق من و از اهل بهشت است . شيطان به او نزديك نمى‏شود و آزار ستمگران به او نمى‏رسد و خداوند حافظ او است.

امام هادى عليه السلام در روستايى به نام "صريّا " نزديك مدينه در نيمه ماه ذيحجّه سال 213 هجرى، چشم به اين جهان گشود و در "سامرّا " در سوم ماه رجب در سال 254 هجرى در حالى كه 41 سال و چند ماه از عمرش مى‌گذشت، چشم از جهان فروبست و به شهادت رسيد و پیکر مطهّرش در همان خانه‌اى كه سكونت داشت، به خاك سپرده شد.

متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) آن حضرت را به وسيله "يحيى بن هرثمة بن اعين" از مدينه به شهر "سامرا " احضاركرد و آن حضرت در سامرا سكونت نمود تا به شهادت رسيد.

مدّت امامت آن حضرت 33سال بود.

مادر گرامى آن حضرت، "سمانه مغربيه" نام داشت كه از زنان فاضله عصر خود بود و بسيار روزه مستحبى مى‏گرفت .

امام هادى عليه السلام در وصف مادر گرامى خويش فرمودند: "مادرم آشنا به حق من و از اهل بهشت است . شيطان به او نزديك نمى‏شود و آزار ستمگران به او نمى‏رسد و خداوند حافظ او است .

نام امام دهم ،"على" و كنيه آن حضرت "ابوالحسن ثالث" است ("ابوالحسن ماضى" نيز گفته شده است) . مشهورترين القاب ايشان "هادى" و "نقى" است .

از آنجا كه ايشان و فرزندشان امام حسن عسكرى - عليهماالسلام- در محله‏اى از سامرا به نام "عسكر" (يعنى لشكر و سپاه) سكونت داشتند (و در حقيقت تحت نظر بودند)، به آن دو بزرگوار لقب "عسكرى" نيز داده بودند .

 

یک نمونه از فضايل و دلايل امامت حضرت هادى

عليه السلام

1- «اسماعيل بن مهران» مي‌گويد: هنگامى كه بار اوّل، امام جواد عليه السلام از مدينه به سوى بغداد مى‌رفت، هنگام خروج، به او عرض كردم: فدايت گردم! من در مورد اين سفر تو ترسان و نگرانم، امر امامت بعد از تو از آن كيست؟

آن حضرت خندان به من توجّه كرد و فرمود: "آن كه تو گمان كرده‌اى (شهادت) در اين سال رخ نمى‌دهد. "

هنگامى كه معتصم عباسى (هشتمين طاغوت عباسى) آن حضرت را از مدينه به بغداد طلبيد، هنگام خروج آن حضرت از مدينه به حضورش شتافتم و عرض كردم: فدايت گردم! تو مى‌روى، بعد از تو به چه كسى مراجعه كنيم؟ (امامِ بعد از تو كيست؟) آن بزرگوار گريه كرد به طورى كه محاسنش از اشك چشمش، تَر شد، سپس به من رو كرد و فرمود: در اين سفر، نگرانى و خطر وجود دارد  «اَلاَْمْرُ مِنْ بَعْدِى اِلى ابْنِى عَلِي؛ مقام امامت بعد از من با پسرم على (امام هادى عليه السلام) است.

نام امام دهم ،"على" و كنيه آن حضرت "ابوالحسن ثالث" است ("ابوالحسن ماضى" نيز گفته شده است) . مشهورترين القاب ايشان "هادى" و "نقى" است .

+ نوشته شده در  86/04/27ساعت 6:17 PM  توسط who is maneger  | 

یک سخن خوب

اگر در زندگی به نعمت ها و الطاف الهی بیندیشید

جایی برای فکر کردن به کمی و کاستی های زندگی نخواهید یافت

+ نوشته شده در  86/04/17ساعت 11:0 AM  توسط who is maneger  | 

 

ولادت حضرت زهرا

روایات گوناگونی در مورد نامگذاری آن حضرت به این نام مبارک نقل شده است که ما پیش از ترسیم این روایات خاطر نشان می‌سازیم که؛ نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته می‌شود:

«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.

علاّمه مجلسی در این مورد می‌گوید:

چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول می‌آید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است. همان‌گونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.

و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:

 

پیروان او از آتش در امان داشته شده‌اند

ششمین امام نور از پدران گرانمایه‌اش و آنان از پیامبر گرامی آورده‌اند که فرمود:

ان جبرئیل قال له: ... سُمّیت فاطمة، فی الارض، [لانها] فطمت شیعتها من النار. (1)

فرشته وحی برای او پیام آورد که: این دخت گرانمایه در زمین، «فاطمه» نامگذاری شد، چرا که پیروان راستین او از آتش دوزخ در امان داشته شده‌‌اند.

 

خدا، او و پیروانش را از آتش در امان داشته است

هشتمین امام نور از پدران گرانقدرش و آنان از پیامبر آورده‌‌اند که فرمود:

یا فاطمة أتدرین لمَ سُمّیتِ فاطمة؟ فاطمه جان! می‌دانی چرا به این نام، نامگذاری شده‌ای؟

قال علی علیه‌السلام: لمَ سُمّیتِ؟ امیرمومنان پرسید: چرا؟

قال: لانها فطمت هی و شیعتها من النار.(2) فرمود: بدان دلیل که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند.

و نیز فرمود:

سمّیت فاطمة لان الله فطمها و ذریّتها من النار، من لقی الله منهم بالتوحید و الایمان بما جئت به(3)؛ او فاطمه نامیده شده چرا که خدای جهان‌آفرین او و هر کدام از نسل پاکش که خدای را با توحیدگرایی و ایمان به آنچه من آورده‌ام، دیدار کند، همه را، از آتش در امان داشته است.

و نیز از پیامبر آورده‌اند که فرمود:

انّما سمّیت ابنتی فاطمة، لان الله فطمها و ذرّیتها و محبّیها عن النار(4) ؛ دخترم فاطمه تنها بدین جهت به این نام مقدّس نامیده شد که خدا او و نسل پاک و دوستداران واقعی‌اش را از آتش دوزخ در امان داشت.

و نیز از پنجمین امام نور آورده‌اند که فرمود:

در روز رستاخیز فاطمه علیهاالسلام بر نزدیک در دوزخ می‌ایستد و نیایش‌گرانه رو به آسمان می‌گوید:

الهی و سیدی، سمّیتنی فاطمة، ... (5)

ولادت حضرت زهرا

خدای من! سالار من! شما نام مرا فاطمه برگزیدی و به مهر خویش مرا و دوستداران نسل مرا از آتش در امان داشتی. بار خدایا! وعده تو حقّ است و تویی که در وعده‌هایت تخلّف نمی‌ورزی.

از جانب خدا ندا می‌رسد که:

هان ای فاطمه! درست گفتی، من تو را بدین نام نامگذاری کردم و تو و دوستداران تو و نسل تو را که ولایت تو و نسل تو را داشته باشند، همه را از آتش دوزخ در امان داشته‌ام. درست می‌گویی، وعده‌ام حقّ است و من در وعده‌های خویش تخلّف نمی‌ورزم ... .

 

او را از هر ناپسندی در امان داشت

از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:

آیا می‌دانید مفهوم واژه «فاطمه» چیست؟

یکی از شاگردان آن حضرت می‌گوید، گفتم: سرورم شما بفرمایید چیست؟

فرمود: یعنی او از بدی‌ها و ناپسندی‌ها جدا شده است.

آنگاه فرمود: اگر امیرمومنان با او پیمان زندگی مشترک امضاء نمی‌کرد، از آدم گرفته تا روز رستاخیز، در کران تا کران زمین، همتا و همشأنی برای او پیدا نمی‌شد.

گفتنی است که این روایت را گروهی از دانشمندان و محدّثان اهل تسنّن از جمله: «ابن شیرویه دیلمی» از «امّ سلمه»، آن بانوی با شخصیّت آورده است که می‌گوید: «پیامبر فرمود: اگر خدا علی را نیافریده بود، برای «فاطمه» همشأنی نبود.»

این مطلب را خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ، ترمذی در کتاب «مناقب»، مناوی در «کنوز الحقایق»

و قندوزی در «ینابیع المودّة» از «امّ سلمه» و از «عبّاس» عموی پیامبر روایت کرده‌اند.

 

برکت شناخت او

از ششمین امام نور آورده‌اند که:

دخت فرزانه پیامبر فاطمه علیها‌السلام، بدان دلیل به این نام مبارک نامیده شد که آفرینش از شناخت و معرفت او برگرفته شده است. (6)

و انّما سُمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها. (7)

 

امتیاز او بر دیگران

از پنجمین امام نور حضرت باقر علیه‌السلام آورده‌اند که فرمود:

آنگاه که فاطمه علیها‌السلام ولادت یافت، خداوند به فرشته‌ای وحی فرمود که نام «فاطمه» را بر زبان پیامبر جاری سازد. از این رو پیامبر گرامی به خواست خدا نام گرانمایه او را «فاطمه» نهاد. سپس خدا به آن بانوی با فضیلت فرمود: من به وسیله دانش و بینش، تو را از دیگر بندگان جدا ساخته و بر همه آنان برتری بخشیدم و تو را پاک و پاکیزه ساختم.

آنگاه امام باقر علیه‌السلام فرمود:

به خدای سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را به وسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم «ذر» او را پاک و پاکیزه قرار داد.

 

پی نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 18.

2- بحارالانوار، ج 43، ص 14/ ذخائر العقبی، ص 26، چاپ قاهره / ینابیع المودة، ص 194 .

3- بحارالانوار، ج 43، ص 14.

4- ینابیع المودة، ص 397، چاپ استامبول/ نور الابصار، ص 41، چاپ مصر .

5- بحارالانوار، ج 43، ص 15 .

6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

7- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

منبع:

کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.

 

+ نوشته شده در  86/04/13ساعت 10:12 PM  توسط who is maneger  | 

                       بيا مهدي                                            

         

الهي منجي انسان كي آيد؟ شراب هستي انسان كي آيد ؟

كه تنها من نيم آدم سرايد   قرار و صبر و آرامم كي آيد؟

شراب و ساقي جامم كي آيد؟    صميمانه حقيقت را بگويم

اميد غربت شامم كي آيد؟

روزها از پي هم مي گذرند، سالها مي گذرند و قلب ها در آتش هجرانت مي سوزند. كبوترها ديگر ناي نغمه خواني ندارند، دلها ديگرهوس غزل گفتن نمي كنند. ديگر دلها قصيده سرايي نمي كنند. اينك تمام شعرها به يك مصرع ختم مي شوند " يا اباصالح  بيا" ديگر چشمها اشك نمي بارد! حال ديگر ديده ها خون مي بارند." چشمها در طلب لعل يماني خون شد". آيا صداي ندبه خوانان كه ازعمق جان، فريادت مي زنند، آيا تپش قلبها كه هرآن ملتمسانه چشم به آسمانها دوخته اند و شعله هاي آه جانسوزشان، ياس ها را به گريه واداشته، به ديار سبز حضورت نمي رسد؟ آه از هجران ." مردم ، دراين فراق و درآن پرده راه نيست يا هست و پرده دار نشانم نمي دهد." اي مهدي فاطمه، اي عزيز دل زهرا، تا كي بايد پشت درهاي سبز رنگ انتظار بنشينيم ، تا كي بايد چشم هايمان يتيم نديدنت باشند. هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست. اما اگر بداني كه در پس اين پرده هاي انتظار، بهاري نشسته و منتظر تمام شدن زمستان دلهاست، تا سبد سبد شكوفه به دلها هديه دهد، آن موقع است كه انتظار آسان مي شود. آن گاه است كه براي رسيدن يك جمعه ي سبز ، دستها پلي مي شوند تا آسمان ، تا قاصد دلهاي عاشق را به آن جا بفرستند و بگويند: پروردگارا؛ باران رحمتت را بر اين كوير ببار و اكسير عشق را بر وجود خاكيمان بريز، ما را از باده عشق مهدي(عج) مست گردان تا پذيراي حضورش باشيم و عاشقانه فرياد بزنيم" يا اباصالح بيا"

+ نوشته شده در  85/04/28ساعت 9:12 PM  توسط who is maneger  |