
در ادامه مطلب
![]() |
![]() |

سایت اختصاصی شهردار تهران محمد باقر قالیباف

سایت اختصاصی رئیس مجلس خبرگان هاشمی رفسنجانی
http://www.hashemirafsanjani.ir/
![]() |
در هجدمین روز از آگوست 1965 خانواده در یک رستوران بین راهی توقف کردیم. ما به سمت میشیگان در حرکت بودیم. آن روز چهارشنبه بود. ما در یک متل در میشیگان توقف کردیم. آن خیلی به یک اتاقک شبیه بود!
این حرفها حرفهایی است که برد ویلیامز در یادآوری روز 18 آگوست 1965 به یاد می آورد. برد در آن زمان فقط 8 سال داشت و امروز او 51 ساله است. او یک استعداد خارق العاده دارد. او تمام جزئیات زندگیش را به یاد می آورد. تمام جزئیات!
برای ویلیامز و خانواده اش این یک منبع سرگرمی است ولی برای یک کارشناس این استعداد در زمره بهترین در سطح جهان قرار می گیرد. دکترها هم اکنون روی او و یک زن با استعداد مشابه تحقیق می کنند. این دو می توانند تا عمق حافظه خود رسوخ کنند!
برد ویلیامز در یک برنامه رادیویی برای تست این استعدادش ظاهر شد. در این برنامه که در رادیو محلی La Crosse او به ظاهر لذت می برد. قرار بود یک تاریخ از 40 سال گذشته مطرح شود و او بگوید که چه اتفاقی برای او افتاده است یا چه اخباری در آن زمان مطرح بوده است. سوال انتخاب شد.
سوال : 7 نوامبر 1991 چطور بود؟
{بعد از چند ثانیه زل زدن به یک نقطه}
بیایید ببینیم….آن روز همه اخبار درباره یوهانسن بود که در آن زمان ایدز داشت. بله آن روز 5 شنبه بود. هفته قبل یک طوفان خیلی بزرگ آمده بود.
او به 20 اتفاق دیگر هم به درستی اشاره کرد. تولد اولین کودک آزمایشگای در سال 1978، نشت گاز در هند در سال 1984، و پیروزی بیل جین کینگ بابر بابی ریگز در مسابقه تنیس “نبرد ساکسس” در 1973 فقط نمونه هایی از این آزمایش هستند.
حالا واقعا چرا چنین اتفاقی می افتد؟
دکتر جیمز مک گاگ از تابستان سال پیش بر روی ویلیامز کار می کند. او می گوید ما فقط می دانیم که آن اطلاعات بسیاری را با جزئیات با خودش این ور و آن ور می برد. ما فقط می خواهیم بدانیم چرا چنین می شود؟
برادر ویلیامز اولین کسی بود که با مک گاگ تماس گرفت. مک گاگ یک پروفسور محقق در دانشگاه کالیفرنیاست که در سال 2006 یک مقاله در زمینه عصب شناسی نوشته بود. این مقاله که درباره شخصی مشابه انجام شده بود در مجله Neurocase چاپ شد.
آن زن که حدودا 40 ساله است که با نام اختصاری A.J شناخته می شود. او می نویسد “خیلی ها این را یک هدیه می دانند اما من یک مسئولیت می دانم. من در سرم تمام روزهای زندگیم را مرور می کنم و آن مرا دیوانه وار به حرکت وا می دارد.”
مک گاگ و همقطارانش یک آزمایش روی A.J ترتیب دادند. آنها یک روز را به صورت تصدفی انتخاب می کردند و خانم A.J مو به مو تمام اتفاقات را در آن هفته و آن روز بازگو می کرد. افرادی هستند که قابلیت جالبی دارند. این افراد از 50 تا 100 حرف یا عدد را که تصادفی انتخاب می شود را می توانند دقیقا حفظ کنند. جتی شخصی هم بوده است که سال پیش توانست یک داستان 330 حرفی را خوانده و دقیقا کلمه به کلمه حفظ کند.
دکتر مک گاگ می گوید:
این موضوع برای بررسی یک موضوع بی فایده است. این سطح بالاتر از توانایی انسانهای معمولی در به یاد آوردن خاطرات زندگیشان است. دکتر مک گاگ تاکید می کند که اینها از بیشتر از 90 درصد آزمایشات ما در به یادوری خاطرات دور سربلند بیرون آمده اند. امتحانات غالبا از دفترچه های یادداشت، دفترچه های خاطرات، اسناد، مدارک و تمام چیزهایی است که نشان دهنده یک اتفاق در زندگی سوژه است به این شرط که سوژه متوجه دست یافتن محققان به این اطلاعات نشوند.
سوژه باید این اطلاعات را به یاد بیاورد. امتخانات نوع دیگری هم دارد. محقق یک اتفاق از زندگی را یاد می کند. شوژه باید تاریخ دقیق اتفاق را به همراه جزئیات بگوید. یا اینکه محقق یک سری اطلاعات می دهد و سوژه باید اشتباه را در این سری اطلاعات پیدا کند.
هر دو سوژه در موضوعاتی که دوست دارند بسیار قویترند. مثلا ویلیامز درباره اطلاعات. فرهنگی بسیار عالی عمل می کند ولی در زمینه اطلاعات ورزشی دچار لغزش است.
بعد از اینکه مقاله مک گاگ درباره A.J نوشته شد 50 شخص دیگر هم ادعا کردند که چنین قابلیتهایی دارند. برادر ویلیامز هم در بین این افراد بود. اریک ویلیامز با پیگیری های خود نقش بزرگی در مطرح شدن برد ویلیامز داشت. البته مک گاگ و همکارانش به شدت روی افراد مختلف آزمایشات برگذار می کنند. یک پیرمرد 50 ساله هم از اوهایو رفتارها و استعداد مشابهی بروز داده است.
امروز بیشتر توجهات به اریک ویلیامز (برادر بزرگتر برد) جلب شده است. او شروع کرده است سرگذشت برد را جمع آوری کند. این فیلم (see) سال آینده جمع آوری می شود و از هم اکنون نام فراموش ناشدنی بر روی آن گذاشته شده است. فراموش نشدنی برای مردی که فراموش نمی کند!